هم نامی

لغت نامه دهخدا

هم نامی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم نام بودن. نسبت دو تن که به یک نام خوانده شوند :
روز بهرام و رنگ بهرامی
شاه با هر دو کرده هم نامی.نظامی.

فرهنگستان زبان و ادب

{homonymy} [زبان شناسی] روابط میان واژه هایی که از نظر آوایی و گاه نوشتاری یکسان اند، ولی معنی متفاوت دارند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال مارگاریتا فال مارگاریتا فال اوراکل فال اوراکل فال قهوه فال قهوه