لغت نامه دهخدا
ان السفاهة طه فی خلایقکم
لاقدس اﷲ ارواح الملاعین.
و قال آخر:
هتفت بطه فی القتال فلم یجب
فحقت لعمری ان یکون صوائلا.
مقاتل گفت معنی طه آن است که طاء الارض بقدمیک. وگفت سبب آن بود که رسول علیه السلام در نماز یک پای برگرفتی و بر یک پای بایستادی تا رنج بیش بودی و ثواب بیشتر، خدای تعالی این آیت فرستاد و گفت: هر دو پای بر زمین نه. محمدبن کعب القرظی گفت: خدای تعالی قسم کرد بطول و هدایتش و مقسم علیه که جواب قسم است، قوله:ماانزلنا علیک القرآن َ لتشقی. جعفربن محمد الصادق علیه السلام گفت: طه طهارت اهل بیت رسول است. آنگه این آیت برخواند: انما یرید اﷲ لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً. ( تفسیر ابوالفتوح رازی سوره 33 ( الاحزاب ) از آیه 33 ). هندوشاه نخجوانی در نعت خاتم الانبیاء صلواة اﷲ و سلامه علیه گفته:
پیشوای دو جهان قافله سالار وجود
کوست مقصود ز یاسین و مراد از طه.هندوشاه نخجوانی. || کنایه از آل رسول ( ص ) است. آل طه. رجوع به آل طه شود. || پیغمبر اسلام ( ص ):
کید حسود بدنسب با چون تو شاه دین طلب
خاریست جفت بولهب در راه طه ریخته.