لغت نامه دهخدا
( ظلالة ) ظلالة. [ ظَ ل َ ] ( ع اِ ) ابر که سایه آن را بر زمین بینی ، یا ابر که تنهانماید. || کالبد. || دامت ظلالةالظل بالکسر و ظُلّتُه بالضّم ؛ أی ما یستظل به من شجر أو حجر أو غیر ذلک ؛ پاینده باد آنچه در سایه آن زیستن توان. || ظلة. رجوع به ظل شود.، ظل اله. [ ظِل ْ ل ُ اِ لاه ] ( ع اِ مرکب ) هو الانسان الکامل المتحقّق بالحضرة الذاتیة. کذا فی اصطلاحات الصوفیة. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). و شاید کلمه ظل اﷲ بوده و طابع غلط کرده است.