تجمع
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گرد آمدن انجمن شدن . جمع : تجمعات .
فرهنگستان زبان و ادب
{meeting} [عمومی] جمع شدن موقت گروهی از مردم که در طی چند ساعت به بحث و تبادل نظر و تصمیم گیری دربارۀ مسائل خاصی که ممکن است اجتماعی یا سیاسی باشد، می پردازند؛ این واژه در زبان فارسی بیشتر بار سیاسی به خود گرفته است و به آن دسته از اجتماعات سیاسی گفته می شود ...
دانشنامه عمومی
قرار به یک روند یا عملی گفته می شود که دور هم جمع شدن را برای ایجاد یک محفل شامل می شود.