لغت نامه دهخدا
توفان. ( اِخ ) دوست وامق بود که با او بگریخت. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 399 ) ( از برهان ) ( اوبهی ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) :
یکی دوستش بود توفان به نام
بسی آزموده به ناکام و کام.عنصری ( از لغت فرس اسدی ایضاً ).
توفان. ( اِخ ) ( ... غاصب ) پنجمین از امرای برار پس از برهان عمادشاهی. مدت حکومت از سال 970 تا 976 هَ. ق. بوده است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تاریخ طبقات سلاطین اسلام شود.