خانه دار

لغت نامه دهخدا

خانه دار. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) با کفایت. میانه رو. درست خرج. ( ناظم الاطباء ). مقتصد. کدبانو. کیوانو. چون: رقیه زنی خانه دار است، یعنی اداره امور خانه خود را بخوبی انجام میدهد. زنی که مواظبت بکارهای خانه خود میکند. || مالک خانه. ( غیاث اللغات ). رب البیت

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) کسی که به کارهای خانه پردازد، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] زنی که امور خانه را اداره کرده و در بیرون از خانه کار نمی کند.
۲. [مجاز] ماهر در انجام کارهای خانه(زن ).
۳. صاحب خانه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که بکارهای خانه پردازد زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند.

فرهنگستان زبان و ادب

{housekeeper} [گردشگری و جهانگردی] شخصی که مسئولیت نظافت و آراستن اتاق ها و راهروهای مهمان خانه/ هتل را بر عهده دارد
{housewife, homemaker} [مطالعات زنان] زنی که شغل اصلی او مراقبت از خانواده است و هیچ گونه مزدی در برابر کاری که در خانه انجام می دهد، نمی گیرد

دانشنامه عمومی

خانه دار (فیلم). خانه دار ( به انگلیسی: The Householder ) فیلمی محصول سال ۱۹۶۳ و به کارگردانی جیمز آیووری است. در این فیلم بازیگرانی همچون شاشی کاپور، لیلا نایدو، دورگا کوته، آچالا ساچدف ایفای نقش کرده اند.

ویکی واژه

casalinga
کسی که به کارهای خانه پردازد، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم