تنقل
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (اسم ) هرگونه آجیل، خشکبار، شیرینی، میوه، و امثال آن.
۳. از [قدیمی] جایی به جایی رفتن، جابه جا شدن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) از جایی بجایی رفتننقل مکان کردنجابجا گردیدن.۲ - مزه خوردن نقل و آجیل خوردن . ۳ - ( اسم ) مزه نقل و آجیل . جمع : تنقلات .
دانشنامه اسلامی
"تنقل" یکی از اسباب تقدیم و تاخیر است.
معنای لغوی و اصطلاحی
تنقل در لغت به معنای جابه جایی و انتقال از چیزی به چیز دیگر، و در اصطلاح، به این معنا است که گوینده از معنایی به معنای دیگر منتقل شود.
برخی از موارد تنقل
برخی از موارد تنقل عبارتند از:
← مورد اول
...
ویکی واژه
نقل و آجیل خوردن.