لغت نامه دهخدا
مادر این بچگکان را ندهد شیر همی.منوچهری.شررکهای دود مشعل فکر
گهرکهای دانه دانه ماست.علی نقی کمره ( از آنندراج ).ز بس کوچک دلم از خیل طفلان یارکی دارم
ز معشوقی و عاشق بیخبر دلدارکی دارم
نه شادم می توان گفتن ز شادی نی ز غم غمگین
که با سود و زیان ناآشنا غمخوارکی دارم.شهرت ( از آنندراج ).علامت تصغیر گاهی افاده گزیدگی و محبوبیت کند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
وآنگاه یکی زرگرک زیرک جادو
بآژیر بهم بازنهاده لب هر دو.منوچهری.آن غلامک را چو دید اهل ذکا
آن دگر را کرد اشارت که بیا.
کاف رحمت گفتمش تصغیر نیست
جد چو گوید طفلکم تحقیر نیست.( مثنوی چ خاور ص 92 س 25 ).