لغت نامه دهخدا
بردم این مه به تراویح و به تسبیح بسر
من و سیکی و سماع خوش و آن ماه پسر .فرخی.مونس جان و دل من چیست تسبیح و قران
خاک پای خاطر من چیست اشعار و خطب.ناصرخسرو.نیکان ملت را بدین یاد تو تسبیح مهین
پیکان نصرت را بکین عزم تو هنجار آمده.خاقانی.حرمتی دارد چنان توقیع او کاندر بهشت
صبح ذلک گشت تسبیح زبان اعتبار.خاقانی.به صد تسلیم گفت ای من غلامت
زبانم وقف بر تسبیح نامت.نظامی.پرده سوسن که مصابیح تست
جمله زبان از پی تسبیح تست.نظامی.خانه پر از دزد، جواهر بپوش
بادیه پر غول ، به تسبیح کوش.نظامی.ای یاد تو یادگار جانان
تسبیح زبان بی زبانان.عطار.سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم.سعدی.گدایی است تسبیح و ذکر و حضور
گدا را نباید که باشد غرور.سعدی ( بوستان ).دگر دستها را ز مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی.سعدی ( بوستان ).اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته. ( گلستان ).
همه شب نبودش قرار و هجوع
ز تسبیح و تهلیل و، ما را ز جوع.