لغت نامه دهخدا
داراب. ( اِخ ) دارای اکبر. ( برهان ).رجوع به دارا و داریوش شود. || داراب نام دخترزاده مهین بهمن هم هست. ( برهان ). پسر بهمن از همای. رجوع به شاهنامه فردوسی پادشاهی داراب شود.
داراب. ( اِخ ) ( دستور... ) نام یکی از پارسیان هند است که آنکتیل دوپرون برای آموختن اوستا و فرهنگ ایران باستان از سال 1758 تا 1761 در حقیقت شاگرد او بوده است. ( فرهنگ ایران باستان پورداود ص 20-21 ).
داراب. ( اِخ ) دستور داراب پالن. دستور پارسی که در شهر نوسازی از بلاد هند میزیسته. وی در جزو کتاب خود موسوم بفرضیّات ، نامه اعمال مخصوصی ، که باید درهر یک از سی روز ماه انجام داد برشته نظم کشیده. این منظومه و منظومه دیگر همین دستور موسوم بخلاصه دین ، بنا به گفته سراینده آنها از یک کتاب پهلوی برشته نظم فارسی درآمده است... ( خرده اوستا ص 189 ).
داراب. ( اِخ ) داراب پسر ارفحشد یکی از حکام جزء در سیستان و بقول نویسنده مجمل التواریخ و القصص یکی از پادشاهان عجم بوده است. رجوع به مجمل التواریخ و القصص بتصحیح مرحوم بهار ص 520 شود.
داراب. ( اِخ ) نام یکی از بخشهای چهارگانه شهرستان فسا و در جنوب خاوری شهرستان واقع [ است ]. حدود آن بقرار زیر است : از شمال بخش نیریز. از جنوب بخش مرکزی لار. از خاور بخش حاجی آباد شهرستان بندرعباس. از باختر بخش اصطهبانات و بخش مرکزی فسا. قسمت شمالی بخش منطقه کوهستانی و دارای زمستانهای بسیار سرد و تابستانهای معتدل. در قسمت جنوب که دهستانهای حاجی آباد، ایزدخواست ، خسویه ، هشیوار، رودبال وفارود واقع شده هوای بخش گرم میباشد. کوهستان شمالی معروف بسرکوه داراب است که مستور از جنگلهای طبیعی و مصنوعی و دارای چشمه های فراوان و درختان انجیر، گردو و بادام است. گل سرخ و انگور یکی از منابع بزرگ ثروت بخش است. آب مشروب و زراعتی بخش در قسمت های شمالی از چشمه و قنات و در قسمتهای جنوبی از چاه ، و زراعت نواحی اخیر صرفنظر از قرائی که در کنار رودخانه بشار و عکس رستم واقع شده اند دیمی است. محصولات بخش عبارتند از: غلات ، حبوبات ، پنبه ، تریاک ، مرکبات ، خرما، لبنیات ، برنج ، توتون ، پشم ، پوست و میوه جات. شغل اهالی بخش : زراعت ، گله داری ، باغبانی و کسب - صنایع دستی معموله : قالی و گلیم بافی. این بخش از نه دهستان رودبال ، فسارود،شاهیجان ، هشیوار، حاجی آباد، ایزدخواست ، خسویه ، قریةالخیر، رستاق و کوهستان تشکیل یافته. مجموع قرا و قصبات آن 133 و نفوس آن 46000 است. در قسمتهای جنوبی بخش و حوالی قصبه داراب که مرکز بخش میباشد ایلات عرب و باصری قشلاق کرده و ایل بهارلو و اینانلو در بخش تخته قاپو شده اند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ص 95 ).