لغت نامه دهخدا
گر خبر خواهی از این دیگر خروج
سوره برخوان و السماوات البروج.مولوی ( مثنوی ).نشسته بودم و خاطر بخویشتن مشغول
در سرای بهم کرده از خروج و دخول.سعدی ( طیبات ).- سِفْرِ خروج ؛ اسم کتاب دوم از کتب مقدسه ای است که موسی تصنیف نمود. مبنی است بر ذکر کوچ اسرائیلیان از مصر و بالاستمرار تاریخ متعجب و مهمی را که سفر پیدایش آغاز نموده است تألیف می نماید. ظاهراً بتوسط شاهد عینی نوشته شده و زمانی که در آن مذکور گفته تخمیناً 145 سال مینمود. مطالب متعدد این کتاب از قرار ذیل است : 1- تعدی بر اسرائیلیان در زمان تجدید سلسله سلطنتی که بعد از وفات یوسف در مصر واقع شد.2 - جوانی و تأدیب و تعلیم و وطن پرستی و فرار موسی. 3 - گماشتگی موسی و تمرد فرعون و نزول بلاهای عشره. 4 - اختراع عید فصح و کوچ فوری اسرائیلیان و عبور از دریای قلزم. 5 - تحریر معجزات مختلفه که درباره قوم در هنگام مسافرت ایشان بسوی کوه سینا بجا آورده شده. 6 - اشتهار شریعت در کوه سینا و این محتویست بر مستعد شدن قوم بتوسط موسی و اشتهار شریعت اخلاقی. ( از قاموس کتاب مقدس ). || برخاستن بر دشمنی و خصومت پادشاه پس از آنکه در تحت اطاعت وی بودن . ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) : یوسف بن عمرو از زید همی ترسید که خروج کند کس فرستاد که باید از این شهربروی. ( ترجمه طبری بلعمی ). زید را طاقت برسید از جور بنی امیه وی خروج کرد. ( تاریخ بیهقی ). بیم بود دو لشکر از ضرورت بی علفی خروجی کردی و کار از دست بشدی.( تاریخ بیهقی ). قصه این خروج زید دراز است. ( تاریخ بیهقی ). و دشمنان او از اطراف جهان برمی غالیدند تا از همه جوانب خروج کردند. ( فارسنامه ابن البلخی ). من می شنوم که جماعتی از اهل حشو و ضلال نزد تو می آیند ومی خواهند که تو بر ما خروج کنی . ( کتاب النقض ). بعضی بر خانه موالی خویش خروج کردند و بمعاندان آن دولت التجاء ساختند و بتشویش وفتنه و تفریق کلمه گرائیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).پس همان ترکان بر او خروج کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || ظاهر شدن نجابت وی و متوجه گشتن به ابرام امور. ( منتهی الارب ) ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ). || روز قیامت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || عید. ( یادداشت از مؤلف ).