حمیده

لغت نامه دهخدا

( حمیدة ) حمیدة. [ ح َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث حمید. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): آنچنان آثار مرضیه و مساعی حمیده که در تقویم ابواب عدل... ابوالقاسم محمود راست. ( کلیله و دمنه ). او چند سال در ایالات آن بقعه، آثار حمیده و مساعی پسندیده تقدیم داشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). واجب آمد مرید طریقت، بوسیلت علم ضروری اخلاق حمیده حاصل کردن. ( گلستان ).
- حمیده خصال؛ که دارای صفات پسندیده است:
زهی حمیده خصالی که گاه فکر صواب
ترا رسد که کنی دعوی جهانبانی.حافظ.رجوع به حمید شود.
حمیدة. [ ح َ دَ ] ( اِخ ) بنت نعمان بن بشیر انصاری شاعر است. وی زن خالدبن مهاجربن خالدبن ولید بوده. خالد آنگاه که بسوی عبدالملک بدمشق بیامد، حمیده را بزنی بگرفت و او درباره وی بگفت:
نکحت المدینی اذا جأنی
فیالک من نکحة غاویة
کهول دمشق و شبانها
احب الینا من الجالیة.
خالد در پاسخ وی اشعاری دارد. رجوع به الاغانی و معجم الادباء شود.

فرهنگ معین

(حَ دِ ) [ ع. حمیدة ] (ص. ) ستوده، پسندیده.

فرهنگ عمید

پسندیده، درخور ستایش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث حمید ستوده پسندیده اخلاق حمیده.
بنت نعمان بن بشیر انصاری شاعر است وی زن خالد بن مهاجر بن خالد بن ولید بود

فرهنگ اسم ها

اسم: حمیده (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hamide) (فارسی: حميده) (انگلیسی: hamide)
معنی: ستوده، فرخنده، نام مادر امام موسی کاظم ( ع )، پسندیده، ( اَعلام ) مادر امام موسی کاظم ( ع )، مؤنث حمید ستوده شده

دانشنامه آزاد فارسی

حَمیده
مادر امام کاظم (ع). کنیزی از اهل بربر یا اندلس بود که به راهنمایی امام باقر (ع) خریداری شد و با امام صادق (ع) ازدواج کرد و به علم و معرفت آراسته شد، چندان که امام صادق (ع) زنان را دستور می دادند تا در مسائل شرعی به او مراجعه کنند و درباره اش فرمودند حمیده همچون زر ناب از هر پلیدی و آلایشی پاک است که پیوسته فرشتگان او را نگهبانی می کردند تا به دست من رسید و این گرامیداشت خداوند نسبت به من و حجّت خدا بعد از من است. حمیده را با لقب های مصفّاة و لؤلؤة خوانده اند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] حمیده (ابهام زدایی). حمیده، ممکن است به یکی از شخصیت های زیر اشاره داشته باشد:

ویکی واژه

حمیدة
ستوده، پسندیده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم