حمامی. [ح َم ْ ما ] ( ص نسبی ، اِ ) منسوب به حمام. گرمابه بان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حافظ حمام. ( اقرب الموارد ). گرمابه دار. ( فرهنگ فارسی معین ). || صاحب حمام. ( از اقرب الموارد ). || حقوقی که گرمابه دار ده و قریه را دهند. ( فرهنگ فارسی معین ). حمامی. [ ح َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومه شهرستان بجنورد. کوهستانی و معتدل است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - گرمابه دار، گرمابه بان . ۲ - حقو قی که به گرمابه دار ده یا قریه دهند.
فرهنگ عمید
صاحب حمام، گرمابه دار، گرمابه بان.
فرهنگ فارسی
صاحب حمام، گرمابه دار، گرمابه بان ( صفت ) ۱ - گرمابه دار گرمابه بان . ۲- حقوقی که گرمابه دار ده و قریه را دهند ده از دهستان گرم خان بخش حومه شهرستان بجنورد
دانشنامه عمومی
حمامی، مرتفع ترین بخش لارستان میباشد، به گزارش یکی از متنفذین منطقه، آقای جمشیدی ، دارای چاه نفت میباشد که گویا مسئولان حکومتی بر این بوده که جهت ذخیره سازی برای آیندگان فعلا به بهره برداری نرسیده، مردمان منطقه بسیار مهمان نواز میباشند، چندین طایفه از قشقایی ها در منطقه سکونت دارند، از جمله رحیملو، سهراب خانلو، نفر و تعدادی از تیره میچک نام یکی از روستاهای استان فارس و شهرستان خنج می باشد. روستای حمامی یکی از روستاهای سرسبز خنج لارستان است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حمامی (ابهام زدایی). حمامی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • بدر بن عبدالله بدرالحمامی، معروف به حمامی و بدر کبیر، از امرای نامدار طولونی و عباسی در سده ۳ و اوایل سده ۴ق • سیدحسین حمامی، از علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری ...