لغت نامه دهخدا
رسول گفت پشیمانی از گنه توبه است
بدین حدیث کس ار تائب است من آنم.سوزنی.با آنکه از وی غائبم وز می چو حافظ تائبم
در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم.حافظ.
تائب. [ ءِ ] ( اِخ ) لقب احمدبن یعقوب که از فحول قراء متقدمین است. ( منتهی الارب ).
تائب. [ ءِ ] ( اِخ ) ( عثمان زاده ) یکی از ادبا و شعرای عثمانی است وی پسر یکی از اعیان آن زمان بوده و راه دانش را اختیار کرده و علوم رسمی را در مدارس علمی تحصیل کرد و بسال 1129 هَ. ق. در حلب و بسنه 1135 در مصر بمولویت نایل گردید و پس از یک سال معزول و سپس مرحوم شد کتابی مفید موسوم به «حدیقة الوزراء» دارد و شرحی بر «اربعین حدیث » نگاشته دیوانی مرتب هم دارد. چهار ذیل متعاقب از طرف چهار تن از فضلا بحدیقة الوزراء نوشته شده : 1- گل زیبا، تألیف رئیس الکتاب دلاور زاده عمر افندی. 2- ورد مطرّا تألیف احمد جاویدبک. 3- برگ سبز،تألیف عبدالفتاح شفقت افندی بغدادی. 4- ورد الحدائق ، تألیف احمد رفعت افندی مستوفی رسومات. که تراجم احوال وزراء عظام تا اوائل سلطنت سطان عبدالعزیزخان را حاوی میباشند و حدیقة الوزراء با سه ذیل اول از کتب مذکور بسال 1271 هَ. ق. در مطبعه جریده حوادث طبع و نشر گردید ذیل چهارم هم با چاپ سنگی منتشر شده است. ( قاموس الاعلام ترکی ).