کلمهی «نصبی» از ریشهی «نصب» گرفته شده است که در فارسی و عربی به معنای «برپا کردن، قرار دادن، گماشتن یا ثابت کردن چیزی در جایی» است. پسوند «ـی» در پایان آن، صفتساز است و این واژه را به معنای «وابسته به نصب» یا «مربوط به نصب شدن» درمیآورد. در کاربرد عمومی، «نصبی» معمولاً به چیزی گفته میشود که نیاز به نصب یا جایگذاری فنی دارد، مانند «وسایل یا دستگاههای نصبی». در این معنا، تأکید بر عملی بودن و ثابت شدن در یک محل خاص است. از دید دستوری، واژهی «نصبی» گاهی در برابر «سیار» یا «قابل حمل» قرار میگیرد؛ یعنی چیزی که ثابت و متصل به مکان خاصی است. در حوزههای فنی و مهندسی، این واژه برای توصیف تجهیزاتی بهکار میرود که پس از نصب، معمولاً جابهجا نمیشوند. در نتیجه، این واژه به طور کلی بیانگر ویژگی نصبشدنی یا مربوط به عمل نصب است؛ صفتی که ارتباط مستقیم با استقرار و ثبات دارد.
نصبی
لغت نامه دهخدا
نصبی. [ ] ( اِخ ) حسن بن موسی النصبی. او راست: کتاب الاغانی به حروف معجم که برای متوکل نوشته و بعضی چیزها که اسحاق بن ابراهیم ماهان و عمروبن بانه نیاورده اند آورده، و کتاب محررات المغنیین. ( از ابن الندیم ) ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
حسن بن موسی النصبی او راست: کتاب الاغانی به حروف معجم که برای متوکل نوشته و بعضی چیز ها که اسحق بن ابراهیم ماهان و عمرو بن بانه نیاورده اند و کتاب محررات المغنیین.
جمله سازی با نصبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عدم محدودیت در ابعاد تولیدی با نصبی همانند سنگ طبیعی
💡 تا چند توان وضع مکرر دیدن عزلی نصبی قیامتی آشوبی
💡 زیرا کاربر عموماً به دلیل عادت، شرایط را قبول میکند، برنامه غیرمرتبط بعداً نصب میشود. نویسندگان نصبکننده این کار را انجام میدهند. زیرا برنامه غیرمرتبط بابت هر نصبی که تأمین میکنند، پرداخت میکنند. مسیر جایگزین در نصب کننده، که به کاربر اجازه میدهد از نصب برنامه غیرمرتبط صرف نظر کند، کمتر به طور برجستهای نمایش داده میشود یا به نظر میرسد مغایر با منطق است.(مانند رد شرایط خدمات)