بیانه

لغت نامه دهخدا

بیانه. [ ب َ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری است درهندوستان که نیل از آنجا خیزد و آن چیزی باشد که بدان چیزها رنگ کنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). شهری در هند که نیل در آنجا سازند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نام شهری است در هندوستان که نیل از آنجا خیزد و آن چیزی باشد که بدان چیزها رنگ کنند .

فرهنگ اسم ها

اسم: بیانه (دختر) (کردی)
معنی: نگا « بةیان» ( نگارش کردی

فرهنگستان زبان و ادب

{exon} [زیست شناسی] توالی های رمزگذار ژن های هوهسته ای ها

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَیّانه، در اسپانیایی: بائنا، شهری کوچک در استان قرطبه اسپانیا می باشد.
بَیّانه، در اسپانیایی: بائنا، شهری کوچک در استان قرطبه اسپانیا می باشد.
← جمعیت
هرچند از دوره پیش از اسلام آثاری در این شهر و حومه آن تا نواحی مجاور آنتیگوا یافت نشده است، اما یافته های باستان شناسی پیشینه تاریخی منطقه ای را که بیانه در آن واقع است، به دوره پیش از تاریخ می رساند.
← سال ۹۲ قمری
برجسته ترین عالمی که از بیان برخاسته، ابومحمدقاسم بن اصبغ بن محمد (۳۴ق/۹۵۱م)، محدث مشهور و فقیه مالکی است که تألیفاتی در حدیث و فقه و علوم قرآنی و انساب دارد. هرچند یاقوت انتساب وی را به بیّان (مُنت بیّان) از توابع بطلیوس نیز بعید نمی داند.
[ویکی الکتاب] معنی بَیَانَهُ: بیانش - توضیحش
ریشه کلمه:
بین (۵۲۳ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

ویکی واژه

توالی‌های رمزگذار ژن‌های هوهسته‏ای‌ها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم