لغت نامه دهخدا
- بیاض البیض ؛ سپیدی تخم مرغ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- بیاض العین ؛ سپیدی چشم. ( ناظم الاطباء ).
|| ( اِ مص ) درخشندگی. تابش.
- بیاض تیغ ؛ درخشندگی شمشیر. ( ناظم الاطباء ).
- بیاض خور ؛ پرتو آفتاب و روز.
|| ( اِ ) کتابچه سپید نانوشته. ( ناظم الاطباء ). کتابچه و دفتر سفید نانوشته. ( فرهنگ فارسی معین ). || کتابچه ای که جهت یادداشت در بغل گذارند. ( ناظم الاطباء ). کتابچه ای که در آن مطالبی سودمند یادداشت کنند. دفتر بغلی. || کتاب دعا. ( فرهنگ فارسی معین ).