لغت نامه دهخدا
حفیظ. [ ح َ ] ( اِخ ) نامی است از نامهای خدای تعالی ، یعنی آنکه از علم او چیزی غائب نیست. ( آنندراج ).
حفیظ. [ ح َ ] ( اِخ ) شاعری از مردم اصفهان. او بزمان عالم گیر بسیاحت هند رفته است و بیت ذیل از اوست :
کی از فنای تن ز تو کس دور می شود
شمع از گداختن همگی نور میشود.( از قاموس الاعلام ترکی ).