لغت نامه دهخدا
همیشه تا که بود نام از شهادت و غیب
همیشه تا که بود بحث از حدوث و قِدَم...فرخی.هم با قِدَمت حدوث شاهد
هم با ازلت ابد مجاور.ناصرخسرو.حد قدم مپرس که هرگز نیامده ست
در کوچه حدوث عماری کبریا.خاقانی.ذره خود نیستی ازانقلاب
تو چه میدانی حدوث آفتاب.مولوی.|| واقع شدن. وقوع. عُروض. افتادن. اتفاق افتادن. پیش آمدن. روی دادن. رخ دادن. حادث شدن : حازم... پیش از حدوث خطر و معاینه شر چگونگی آن شناخته باشد. ( کلیله و دمنه ).