لغت نامه دهخدا
نه چون چیپال هند از جور تختی کرده طاغوتش
نه چون خاقان چین از ظلم ناجی داده طغیانش.خاقانی.آن فرشته عقل چون هاروت شد
سحرآموزدو صد طاغوت شد.مولوی.تن چو شد بیمار دارو جوت کرد
زر قوی شد مر ترا طاغوت کرد.مولوی.از خدایت چاره هست از قوت نی
چاره هست از دین از طاغوت نی.مولوی.|| ( اِخ ) کعب بن اشرف یهودی. ( منتهی الارب ). معنی اخیر در حدیث و در آراء مفسران آمده است : زعامت آن ملاعین ، با طاغوتی که به چرا معروف بود موکول بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ).