دهق

لغت نامه دهخدا

دهق. [ دَه ْ ] ( ع مص ) شکستن چیزی را و بریدن یا سخت فشردن چیزی را و شکنجه کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شکستن. ( المصادر زوزنی ). || زدن کسی را. || پر کردن جام را. پر کردن. ( از المصادر زوزنی ). || سخت ریختن آب را. ( از لغات اضداد است ). ( منتهی الارب ). || بخشیدن به کسی اول مال را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پاره کردن. ( المصادر زوزنی ).
دهق. [ دَ هََ ] ( ع اِ ) اشکنجه. ( ناظم الاطباء ). شکنجه. ج ، ادهاق. ( مهذب الاسماء ). || دو چوبی است که بدان ساق را شکنجه کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دهق. [ دِ هََ ] ( اِخ ) قصبه مرکز دهستان دهق بخش نجف آباد شهرستان اصفهان. واقع در 62هزارگزی شمال باختری نجف آباد. دارای 4685 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
دهق. [ دِهََ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ورزق بخش داران شهرستان فریدن. واقع در 13هزارگزی باختری داران. دارای 1415 تن سکنه می باشد. آب آن از رودخانه تأمین می شود. راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ معین

(دَ هَ ) [ ع . ] (ص . ) دو چوب که با آن ساق پا را شکنجه کنند.

فرهنگ فارسی

اشکنجه .

دانشنامه عمومی

دِهَق شهری از توابع بخش مهردشت شهرستان نجف آباد در استان اصفهان در مرکز ایران است.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی این شهر ۷٬۷۱۰ نفر جمعیت داشته و طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت دهق ۵٬۲۰۰ نفر است.
این شهر دارای یک شهر صنعتی است که در ۸۰ کیلومتری شهر اصفهان واقع شده است و قطب دوم نساجی کشور محسوب می شود.
ایستگاه چهارم تقویت فشار گاز از خطوط لوله سراسری گاز در این شهر واقع شده است.
این شهر زادگاه مشاهیری چون عبدالعلی علی عسگری هفتمین رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مجتبی راعی کارگردان سینما و تلویزیون می باشد.
دهق به شهر هنر و صنعت معروف می باشد.
۱. رسول دانش نیا
۲. فرشید یوسفی
۳. سهیلا مومنی
۴. مصطفی عادلی
۵. زین العابدین علی عسگری
از دیرباز زندگی در دهق با توجه به آثار به جای مانده چه قبل از اسلام و بعد از اسلام وجود داشته است. دهق شهری با مردمانی سختکوش، مجاهد و مبارز در تاریخ از خود شهرتی خاص به جای گذاشته است.
دهق با قرار گرفتن بین دو کاروانسرای عباسی و جاده ابریشم و با داشتن آثار تاریخی در این مسیر از شهرهای قدیمی ایران است.
بر روی سنگ قبرها آثاری به جای مانده که خود گویای باستانی بودن شهر، اسلامی بودن و تاریخی بیش از هزار سال دارد در قسمت شمالی دهق کوهی قرار دارد که به کوه کاهن ها شهرت دارد و آثار و اثرات زندگی بیش از هزار سال گویای این نکته است که مردمانی با سعی و تلاش و مبارزه با سختی های زمان خود بر روی آن سکنی گزیده اند و مکانی را با بیش از هزار سال قدمت برای خود و خانواده خود برگزیده اند که طرز فکر و سبک معماری آن ها برای مبارزه با حوادث طبیعی و غیرطبیعی را نمی توان نادیده گرفت و باید آن ها را نسبت به زمان خود تحسین کرد. ساکنانش بعد از مدتی کاهن یا کافر بودن را کنار گذاشتند و با آغوش باز دین اسلام را پذیرفتند و آن را بر دین زرتشت برتری دادند.
ساخت درب های سنگی و هفت دروازه سنگی ورودی شهر برای مبارزه با غارتگران و همینطور استفاده از بهترین آلیاژ در زمان خود در خور تحسین است سنگی بزرگ به نام دروازه که هنوز دو تا از آن ها ایستاده و استوار در مقابل این درب های جدید و ماشینی رخ می نمایاند. در دهق مساجد قدیمی وجود دارد که از جمله می توان مسجد جامع را نام برد که در نزدیکی یک از هفت دروازه شهر و دارای درهایی از سنگ یک تخته و بزرگ بوده اند. این مسجد که تاریخ بنایش به ۷۰۰ سال پیش می رسد با خشت خام ساخته شده به صورت سقف های کوتاه است و همچنین ستون های سنگی یک متر در یک متر که شباهتهایی هم می توان گفت با شبستان مسجد جامع اصفهان دارد ولی بودن گچ بری ها و در نهایت سادگی بدون پتزیینات اما محکم و مقاوم ساخته شده است. همچنین روی این شبستان ها نیز یک سالن بزرگ همانند طبقه زیرین وجود دارد. نوع معماری این مسجد به سبک ساختمان سلجوقیان می باشد.
دهق (فریدن). دهق ( فریدن ) ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریدن در استان اصفهان ایران است. این روستا در کنار رودخانه پلاسجان قرار دارد.
این روستا در دهستان ورزق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن 630 نفر ( ۲۰۱خانوار ) بوده است.

دانشنامه آزاد فارسی

دِهَق
شهری در استان اصفهان، شهرستان نجف آباد، بخش مهردشت. با ارتفاع ۱,۹۸۰ متر، در منطقه ای کوهستانی، در ۸۳کیلومتری شمال غربی اصفهان و ۶۴کیلومتری شمال غربی نجف آباد، سر راه فرعی مورچه خورت به گلپایگان قرار دارد. خشکه رود از کنار این شهر می گذرد. اقلیم آن معتدلِ مایل به سرد و خشک و جمعیت آن ۸,۰۶۵ نفر است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)

ویکی واژه

دو چوب که با آن ساق پا را شکنجه کنند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم