همکنش

فرهنگ عمید

همکار، هم کردار.

فرهنگستان زبان و ادب

{agonist} [پزشکی] 1. دارویی که موافق با اثر داروی دیگر عمل کند 2. عضله ای که باعث شروع حرکت در بدن شود

ویکی واژه

همکنش (جمع همکنش‌ها)
اقدام مشترک
(بوم‌شناسی) هر تعامل بین موجودات زنده یه جامعه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم