فرشاد

لغت نامه دهخدا

فرشاد. [ ف َ ] ( اِ ) نام روح و عقل کره مریخ. ( ناظم الاطباء ). نفس فلک مریخ است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 257 شود.

فرهنگ فارسی

نام روح و عقل کره مریخ

فرهنگ اسم ها

اسم: فرشاد (پسر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: faršād) (فارسی: فَرشاد) (انگلیسی: farshad)
معنی: شادمان و باشکوه، نام روح و عقلِ کره مرّیخ، ( دساتیر )، نفس فلک مریخ، [از برساخته های دساتیر ـ برهان چ، معین]، شکوه، شادی، شادی بزرگ، نام روح و عقلِ کره مریخ، روح و عقل، کره مریخ

ویکی واژه

فرشاد (جمع فرشاد‌ها)
#
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم