لغت نامه دهخدا
شوط. [ ش َ ] ( اِخ ) بستانی است نزدیک کوه احد. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ).
شوط.[ ش َ ] ( اِخ ) موضعی است به بلاد طی. ( منتهی الارب ).
شوط. [ ش َ ] ( اِخ ) محلی که درندگان در آن پناه برند. ( از معجم البلدان ).
شوط. ( اِخ ) نام کوهی است در اَجَاء. ( از معجم البلدان ).
شوط. ( اِخ ) دهی از دهستان چای باسار بخش پلدشت شهرستان ماکو است و 1010 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).