لغت نامه دهخدا
دین را طلب نکردی ودنیا ز دست رفت
همچون سبوس تر نه خمیری و نه فطیر.ناصرخسرو.و سبوس جو در دیگ کنند و نیک بجوشانند و پای را درمیان آب جو نهند و بصلاح بازآید و سبوس گندم همین معنی کند. ( نوروزنامه ). خضر گفت هیچ سبوس داری طلب کردکمی یافت. ( قصص الانبیاء ).
ساخته [ قرآن را ] دست موزه سالوس
بهر یک من جو و دو کاسه سبوس.سنایی.مانند گندم ارچه ز غم سینه چاک زد
از آسیای چرخ نیابد همی سبوس.محمدبن همام شهاب الدین.