لغت نامه دهخدا
زنهار که مرجان را بی جان نگذاری
زیرا که به بی جان نرسد رحمت رحمان.ناصرخسرو.مرا گر قوم بی رحمان براندند
بجوید رحمت و اقبال رحمان.ناصرخسرو.حجتان دست رحمان از امام روزگار
دست اگر خواهنددر تأویل بر کیوان کنند.ناصرخسرو.نروم جز ز پی پیشرو رحمان
گر درست است که من بنده رحمانم.ناصرخسرو.گویی که خداست فرد رحمان
مولاست همه خلق واوست مولا.ناصرخسرو.چند گویی که دو سال دگر است آیت خسف
دفع را رأفت رحمان به خراسان یابم.خاقانی.