لغت نامه دهخدا
تا کی دوم از گرد در تو
کاندر تو نمی بینم چربو
ایمن بزی اکنون که بشستم
دست از تو به اشنان و کنشتو.شهید ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب ؟رودکی ( از یادداشت ایضاً ).چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
که تا کی کشم از خسر ذل و خواری.رودکی ( احوال و اشعار ج 3 ص 1074 ).تا کی دوم از پویه تو رسته به رسته ؟بوطاهر ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).گردنگل آمد این پسر تا کی
بربندیش به آخر هر مهتر.بوالعباس ( از یادداشت ایضاً ).تا کی همی درایی و گردم همی دوی
حقا که کمتری و فژاکن تری ز پک.دقیقی ( از یادداشت ایضاً ).ای چون مغ سه روزه به گور اندر
کی بینمت اسیر به غور اندر.منجیک ( ازیادداشت ایضاً ).ویحک ای برقعی ای تلخ تر از آب فرژ
تا کی این طعم بد تو که گرفتی سر پژ.منجیک ( از یادداشت ایضاً ).یکی دشت با دیدگان پر ز خون
که تا او کی آید ز آتش برون.فردوسی.یکی تاج کز قیصران یادگار
همی داشتی تا کی آید به کار.فردوسی.که بر من زمانه کی آید به سر
که را باشد این تاج و تخت و کمر؟فردوسی.