لغت نامه دهخدا
جولهی را در خراسان بُد وطن
دام زرقش کار او چون کارتن.سراج الدین راجی.|| جولا. جولاهه.
کارتن. [ رُ ت ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) ماده ای که در پلاستهای ریشه هویج علاوه بر کلروفیل وجود دارد. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 20 ).
کارتن. [ ت ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) جلد مقوائی برای ضبط اوراق. || پرونده. جزوه دان.