چسبیده

لغت نامه دهخدا

چسبیده. [ چ َ دَ /دِ ] ( ن مف / نف ) رجوع به چسب و چسپ و چسپیده شود.

فرهنگ معین

(چَ دِ ) (ص مف . ) ۱ - متصل شده . ۲ - میل کرده ، منحرف شده .

فرهنگ عمید

ویژگی چیزی که به چیز دیگر پیوند شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - متصل شده . ۲ - میل کرده منحرف شده .

دانشنامه آزاد فارسی

چسبیده (sessile)
در گیاه شناسی، برگ، گل یا میوۀ فاقد دم که مستقیماً به ساقه متصل است. از آن جمله است میوۀ برخی از گونه های بلوط. در جانورشناسی، به جانورانی اطلاق می شود که معمولاً در یک محل ساکن باشند، ازجمله کَشتی چسب و صدف ها. این واژه همچنین برای توصیف چشم سخت پوستانی به کار می رود که فاقد پایه اند و مستقیماً روی سر جانور قرار می گیرند.

ویکی واژه

متصل شده.
میل کرده، منحرف شده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم