پیغان

لغت نامه دهخدا

پیغان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در 13 هزارگزی جنوب کلیبر و 2 هزارگزی شوسه اهربه کلیبر. کوهستانی ، معتدل ، دارای 276 تن سکنه. آب آن از رودخانه پیغان و چشمه. محصول آنجا غلات و گردو. شغل اهالی آن زراعت و گله داری ، صنایع دستی مردم آن گلیم بافی و راه آنجا مالروست. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
پیغان. ( اِ ) شرط و عهد و پیمان. || هرزه. ( برهان ). بیهوده.

فرهنگ معین

(پِ ) (اِ. ) پیمان ، عهد.

فرهنگ عمید

۱. پیمان، عهد.
۲. شرط.

فرهنگ فارسی

شرط و عهد و پیمان

دانشنامه عمومی

پیغان روستایی در ایران است که در دهستان پیغان چایی شهرستان کلیبر واقع شده است که ۹۰۰ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم