پیش خان

لغت نامه دهخدا

پیش خان. ( اِ مرکب ) پیش تخته. پیش خوان. جلو خوان. صندوق گونه ای که دکانداران چون عطار و سقط فروش در پشت آن نشینند و بر بالای آن ترازو آویخته است.، پیشخان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش صومعه سرا شهرستان فومن واقع در 3 هزار گز شمال صومعه سرا، کنار راه اتومبیل رو فرعی صومعه سرا به ترکستان. جلگه ، معتدل ، مرطوب ، دارای 1340 تن سکنه. آب آن از رودخانه ترکستان. محصول آنجا برنج و توتون سیگار و ابریشم و شغل اهالی آن زراعت و مکاری و راه آنجا اتومبیل روست و بوسیله رودخانه ترکستان از این ده به قراء کنار مرداب و بندر پهلوی قایق میرود. این ده چند باب دکان دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) پیش خان ، میز درازی که فروشندة کالا پشت آن می ایستد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) صندوق مانندی که دکانداران ( عطار سقط فروش و غیره ) در پشت آن نشینند و بر بالای آن ترازو آویزند جلوخان پیش تخته.
دهی جزئ دهستان مرکزی بخش صومعه سرا شهرستان فومن

فرهنگستان زبان و ادب

{front desk} [گردشگری و جهانگردی] قسمتی از پیشگاه که به اموری از قبیل خوشامدگویی و ثبت نام و پذیرش و ترخیص مهمانان می پردازد
{front office} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] دفتر اجرایی اصلی شرکت ها و سازمان ها یا سامانه هایی که با مشتریان سروکار دارند

دانشنامه عمومی

به اتاقی که در نیایشگاه های یونان باستان پیش از درون خانه قرار داشت، پیش خان، ( پیش مَقصوره یا رواق قدامی ) گفته می شود.
در این نیایشگاه ها تنها فضایی که دو دیوار نبشی آن را از دو سو محدود کرده و ردیفی از ستون ها جلوی آن را گرفته باشد پیش خان نامیده می شود.
اگر دیوارهای نبشی در چنین فضایی حضور نداشته باشند، آن فضا را پیش ستونگاه می نامند.

ویکی واژه

پیش خان، میز درازی که فروشندة کالا پشت آن می‌ایستد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم