لغت نامه دهخدا
- جلز و ولز کردن ؛ آوای سوختن و سرخ شدن مواد غذایی بر آتش یا در روغن گداخته.
- || از ستمی یا المی یا بروز ناملایمی نالیدن.
- || اظهار ناراحتی و درد کردن. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
ولز. [ وِ ] ( اِخ ) هربرت جرج ( 1866 - 1946 م. ). مورخ و منتقد و داستان نویس بزرگ انگلیسی.