لغت نامه دهخدا
گاه و بیگاه راعی جودت
زایران را روا کند وایا.شهاب الدین ( از سروری ).ملک را ز حرزی که وایا بود
نکوتر دعای رعایا بود.امیرخسرو ( از سروری ).رشته ای زآن نمط که وایا بود
خود به خانه درش مهیا بود.امیرخسرو ( از فرهنگ شعوری ج 2 ص 411 ).|| گشاده. ( برهان ).