لغت نامه دهخدا ( نقیصة ) نقیصة. [ ن َ ص َ ] ( ع اِ ) سخن چینی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سخن چینی در میان مردم. ( ناظم الاطباء ). وقیعة. ( از اقرب الموارد ). || عیب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || خوی زشت یا سست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خصلت بد و سست و زشت خوئی. ( ناظم الاطباء ). خصلة دنیئة و ضعیفة. ( از اقرب الموارد ). خصلتی پست در آدمی. ( یادداشت مؤلف ). ج ، نقائص.نقیصه. [ ن َ ص َ / ص ِ ] ( از ع ، اِ ) نقیصة. عیب. منقصت. آهو. کم بود. کماسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نقیصة شود. || بهتان. ( ناظم الاطباء ).- نقیصه گفتن ؛ بهتان گفتن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی عیب، خصلت بد، خوی وعادت زشت، نقائص جمع( اسم ) نقص عیب خوی بد جمع : نقائص ( نقایص ) .سخن چینی . سخن چینی در میان مردم . وقیعه .