نزدیک بین

لغت نامه دهخدا

نزدیک بین. [ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه چشمش از دور نتواند دید.

فرهنگ عمید

کسی که به واسطۀ ضعف چشم دور را به خوبی نبیند، میوپ.

فرهنگ فارسی

(صفت ) کسی که بسبب ضعف باصره دوررانبیند توضیح شخصی که قادربدیدن اشیائ دورنباشد وفقط اشیائ بسیارنزدیک رامیتواندرویت کند. این چنین کس بابکاربردن عینکی که دارای عدسی های مقعرالطرفین باشدمیتوانداشیائ دورراهم ببیند.

فرهنگستان زبان و ادب

{myope} [پزشکی] فرد مبتلا به نزدیک بینی

ویکی واژه

miope
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم