موقتی. [ م ُ وَق ْ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب به موقت. آنچه به زمان ناپایدار نسبت دارد: تصمیم موقتی ، تأخیرموقتی. چیزی که پایدار نبود و همیشگی نباشد. ( ناظم الاطباء ). آنچه در مدتی محدود و معین به جا ماند. مقابل دایمی. مقابل همیشگی. کلمه «موقت » همین مفهوم رامی رساند و احتیاجی به افزودن «ی » نیست ، ولی در تداول موقتی بسیار به کار می رود. عارضی. وقتی. هنگامی. - ادویه موقتی ؛ داروها که تأثیر محدود دارد. که اثر آن محدود به مدتی کم است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که در مدتی محدود و معین بجا ماند مقابل دایمی همیشگی . توضیح کلمه [ موقت ] همین مفهوم را میرساند و احتیاجی بافزودن [ ی ] نیست ولی در تداول [ موقتی ] بسیار بکار میرود .