لغت نامه دهخدا
دشمن از تیغ ملکشاهی حذر کرد و برفت
زآنکه تیغش صاعقه ست و دشمنش دیواختر است.امیرمعزی ( دیوان چ اقبال ص 96 ).|| ملکی. جلالی ( تاریخ ، ماه ، سال ): تاریخ ملکشاهی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ملکشاهی. [ م َ ل ِ ] ( اِخ ) یکی از طوایف پشت کوه ، از ایلات کرد ایران است که شامل شعب بسیاری است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 68 ). و رجوع به همین مأخذ شود.