مستقیما

لغت نامه دهخدا

( مستقیماً ) مستقیماً. [ م ُ ت َ مَن ْ ] ( ع ق ) بطور مستقیم. بدون اعوجاج و بطور راست. || یک سر. یک سره. || بدون واسطه و رابطه. رجوع به مستقیم شود.

فرهنگ معین

( مستقیماً ) (مُ تَ مَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) راست و مستقیم ، به طور مستقیم .

فرهنگ فارسی

راست و مستقیم بطور مستقیم : مستقیما براه خود ادامه داد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ضُّرَّ: ضرر-آسیب - بلا (ضُرّ به معنای مخصوصاً بلاهایی است که مستقیما به جان آدمی میرسد ، مانند مرض ، و لاغری ، و امثال آن . )
ریشه کلمه:
قوم (۶۶۰ بار)
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم