مسترضع

لغت نامه دهخدا

مسترضع. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استرضاع. شیرده خواهنده. ( منتهی الارب ). رضیعه و دایه خواهنده. ( اقرب الموارد ). || شیرخواره. شیرخورنده :
ما به بحر نور خود راجع شدیم
وز رضاع اصل مسترضع شدیم.مولوی ( مثنوی ).و رجوع به استرضاع شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ض ) [ ع . ] (اِفا. ) شیرخوار.

فرهنگ عمید

شیرخوار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم