چایاندن
مترادفها
قرار دادن، نهادن، گذاشتن
لغت نامه دهخدا
چایاندن. [ دَ] ( مص ) چایانیدن. بسرما دادن. سرما خوراندن. سرما خورانیدن. بزکام و سرماخوردگی مبتلاکردن. سرما دادن. || سرد کردن چیزی را. سرد کردن میوه یا مشروب بوسیله گذاشتن در یخچال یا نهادن یخ پهلوی آن.