لغت نامه دهخدا
مساکن أهل الفقر حتی قبورهم
علیها تراب الذل بین المقابر.( امثال و حکم دهخدا ).
مساکن. [ م ُ ک ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر مساکنة. باشنده وسکونت گیرنده. ( ناظم الاطباء ). سکونت کننده با دیگری در یک منزل. ( اقرب الموارد ). و رجوع به مساکنة شود.