متعفن

لغت نامه دهخدا

متعفن. [ م ُ ت َع َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) سخت پوسیده و تباه. ( آنندراج ). سخت پوسیده و ریسمان تباه گردیده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعفن شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ عَ فِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) گندیده ، بدبو.

فرهنگ عمید

بدبو، بویناک، گندیده.

فرهنگ فارسی

بدبو، بویناک، گندیده
( اسم ) بدبو گندیده .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم