لغت نامه دهخدا
فترة. [ ف َ رَ ] ( ع اِمص ) سستی. ( منتهی الارب ). ضعف و شکستگی. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) زمان میان دو پیامبر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سمکه رعاده. ( فهرست مخزن الادویه ). ماهیی است در رود نیل که اگر آن را با پای بسایی در پای سستی عارض شود و تا عرق نکنی رفع نگردد. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فِتَّر شود.