عاشق شدن

لغت نامه دهخدا

عاشق شدن. [ ش ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )شیفته شدن. دوستی شدید به کسی یا چیزی :
خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود
مگرش هیچ نباشدکه خریدار تو نیست.سعدی.عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
هرکه عاشق شد از او حکم سلامت برخاست.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دوستی شدید نسبت به کسی یا چیزی یافتن شیفته شدن .

دانشنامه عمومی

عاشق شدن ( به انگلیسی: Falling in love ) عبارت است از ایجاد احساسات شدید دلبستگی و عشق، معمولاً نسبت به شخص دیگری. به مانند عشق موحمد به مهسا .
این عبارت استعاری است و تأکید می کند که این فرایند، مانند عمل فیزیکی سقوط، ناگهانی، غیرقابل کنترل است و عاشق را در حالت آسیب پذیر رها می کند، مشابه «سقوط» یا «افتادن به دام».
همچنین ممکن است اهمیت مراکز پایین مغز را در روند کار منعکس کند، که می تواند مغز منطقی و حسابدار را به این نتیجه برساند ( به قول جان کلیس ) که «این عاشق شدن معمول بسیار عجیب است. . . . مرز آن به علم غیب مربوط می شود. ».
عاشق شدن (فیلم). عاشق شدن ( انگلیسی: Falling in Love ) فیلمی رمانتیک و درام است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد.
در این فیلم مریل استریپ و رابرت دنیرو غریبه های مزدوجی هستند که همدیگر را ملاقات می کنند، دوست می شوند و بعد عاشق می شوند.
• رابرت دنیرو
• مریل استریپ
• هاروی کایتل
• جین کاچمارک
• جرج مارتین
• دایان ویست
• ویکتور آرگو
• جس بردفورد
• فرانسیس کونروی
• جرج مارتین
• کنت ولش

ویکی واژه

innamorarsi
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم