ضمانت

لغت نامه دهخدا

ضمانت. [ ض َ ن َ ] ( ع اِمص ) پذرفتاری. پذیرفتاری. تاوان داری. پایندانی. ( مجمل اللغة ). ذِمامة. ( منتهی الارب ). ضمان. کفالت. || حُب . ( منتهی الارب ). || برجاماندگی. ( منتهی الارب ). زمین گیری.

فرهنگ معین

(ضَ نَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )متعهد شدن . کفالت کسی را کردن . ۲ - (اِمص . ) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته ای را متعهد شدن .

فرهنگ عمید

۱. ضامن شدن، کفیل شدن، بر عهده گرفتن.
۲. [قدیمی] دچار شدن به بیماری دائم که گاه به گاه شدت کند و موجب زمین گیری شود.

فرهنگ فارسی

دچارشدن به بیماری دائم که گاه بگاه شدت کند، ضامن شدن، کفیل شدن، برعهده گرفتن
۱ - ( مصدر ) دچار شدن به بیماریی دایم که گاه به گاه شدت کند و موجب زمین گیری شود . ۲ - کفیل شدن تعهد کردن کسی را . ۳ - ( اسم ) کفالت پایندانی پذیرفتاری . توضیح به ابن معنی در عربی نیامده و به جای آن ضمان مستعمل است و ضمانه در عربی به معنی درماندگی و زمین گیری است ولی در فارسی مستعمل است : طغر لبک ... عمید الملک را فرمود تا جوابی مختصر به آبتگین نویسد و این ملطفه بخلیفه فرستد تا موجب سلوک و ضمانت او شود .

فرهنگستان زبان و ادب

[عمومی] ← تضمین

ویکی واژه

garanzia
متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته‌ای را متعهد شدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم