صندوقدار

لغت نامه دهخدا

صندوقدار. [ ص َ ] ( نف مرکب ) کسی که در اداره ها و بانکها پول را دریافت یا پرداخت می کند. خازن. || مأمور حفظ صندوق. دارنده صندوق.

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص . ) ۱ - خزانه دار. ۲ - کسی که در بانک یا هر جای دیگر مسئول دریافت و پرداخت پول است .

فرهنگ عمید

کسی که در اداره یا شرکت، یا بانک مٲمور دریافت و پرداخت پول است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - خزانه در . ۲ - کسی که در حسابداریها متصدی کار صندوق است .

دانشنامه عمومی

صندوقدار کسی است که پیشه اش گرفتن پول کالاها از خریدار و در برابر آن در صورت زیاد بودن، پول ِ داده شدهٔ خریدار پس دادن بقیهٔ پول به خریدار است؛ هم چنین صندوقدار در بیش تر موردها فیش کالاهای خریداری شده را به خریدار می دهد.
• فروشگاه های زنجیره ای
• مغازه ها ( معمولاً خود مغازه دار کار صندوقداری را انجام می دهد )
• پمپ بنزین هایی که دارای سوپر مارکت اند ( بیش تر در آمریکا )
• پول
• صندوق فروشگاهی
• رایانه
• دستگاه بارکد خوان
بیش تر صندوقدارها در فروشگاه های بزرگ زنجیره ای کار می کنند؛ زیرا در این فروشگاه ها خریداران خریدهای بیش تری نسبت به دیگر جای ها انجام می دهند و کار صندوقدار این است که با به کارگیری دستگاهی، بارکد روی کالاها را بخواند؛ این دستگاه بارکد خوان کد کالا به همراه بهای کالا را روی رایانه ای که در برابر صندوقدار است نمایان می سازد و به این فرم بهای همگی کالاها در زمان کوتاهی به دست می آید و صندوقدار پول را به صورت نقدی یا با کشیدن کارت اعتباری خریدار بر دستگاه کارت خوان می گیرد.
معمولاً در روشی که پول را با کشیدن کارت اعتباری خریدار بر دستگاه کارت خوان، صندوقدار دریافت می نماید صندوقدار پول باقیمانده ای به خریدار نمی دهد؛ زیرا پول به اندازهٔ بهای کالا به فرم الکترونیک به حساب فروشگاه در بانک ریخته می شود.

ویکی واژه

cassiere
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم