صعف

لغت نامه دهخدا

صعف. [ ص َ ] ( ع اِ ) مرغی است کوچک. || نوعی از شراب اهل یمن که از شهد گیرند یا انگور را شکسته در ظرفی اندازند تا جوش زند و کفک اندازد. || ( مص ) لرزه گرفتن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مرغی است کوچک
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال احساس فال احساس فال نوستراداموس فال نوستراداموس فال کارت فال کارت