لغت نامه دهخدا
شیوع. [ ش َ ] ( ع اِ ) فروزینه آتش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
شیوع. [ ش ُ ] ( ع اِمص ، اِ ) اشتهار و شهرت و پراش. || هر چیز که همه کس آنرا بدانند و در همه جا فاش باشد. ( ناظم الاطباء ).
- شیوع به هم رسانیدن ؛ فاش شدن و آشکارا گشتن و پراش شدن. ( ناظم الاطباء ).
- شیوع خبری ؛ استفاضه آن. پراکنده وفاش شدن آن. انتشار آن. ( یادداشت مؤلف ).