رمس

لغت نامه دهخدا

رمس. [ رَ ] ( ع مص ) دفن کردن مرده. ( منتهی الارب ). دفن کردن چیزی و پوشانیدن آن. ( از اقرب الموارد ).در خاک پنهان کردن. ( زوزنی ). || پوشیده داشتن خبر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سنگ انداختن. ( منتهی الارب ). سنگ انداختن کسی را. ( از اقرب الموارد ). || هموار و ناپدید کردن پشته گور. ( منتهی الارب ). مقابل تسنیم. ( از اقرب الموارد ). || سر به آب فروبردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || محو کردن آثار چیزی. ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || پوشانیدن باد، آثار دیار و خانه ها را. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) گور. ( منتهی الارب ). قبری که با زمین اطرافش برابر باشد. ( از اقرب الموارد ). || خاک گور. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). ج ، رُموس ،اَرماس. ( اقرب الموارد ). خاک قبر و گور. ( برهان ).
- طیب اﷲ رمسه ؛ خدا خاک ویرا پاکیزه گرداند. دعائی است از برای اموات.
|| موضع قبر. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
رمس. [ رَ ] ( اِخ ) رجوع به رنس شود.

فرهنگ معین

(رَ مْ ) [ ع . ] (اِ. ) گور.

فرهنگ عمید

۱. دفن کردن، در خاک پنهان ساختن.
۲. پوشاندن و پنهان کردن چیزی.
۳. سنگ انداختن.

فرهنگ فارسی

کرسی آرندیسمان در مارن ( فرانسه ) در ساحل رود وسل در محل التقای آن با رود ان دارای ۱۸۳۶۱٠ تن سکنه . کلیسای مهمی دارد . محصولات شیمیایی وصنایع مکانیکی و فلزی آن مهم و شراب شاهپانی آن معروفست .
قبر، گور، خاک گور، صدای آهسته، رموس وارماس جمع
( اسم ) ۱ - گور قبر . ۲ - خاک گور . ۳ - ( تصوف ) نفی عین و اثر آن از دل .

دانشنامه عمومی

رمس (رود). رمس رودی است که از ناحیه رمس - مور رد می شود و شاخهٔ سمت راست رود نکار در شرق ایالت بادن - وورتمبرگ است. این رود ۷۸ کیلومتر طول دارد و سرچشمه آن در اسینگن، در نزدیکی آلن است. به طور کلی، جریان آن به طرف غرب و به سمت شهر های بوبینگن آن در رمس، شووابیش گموند، لورخ ( وورتمبرگ ) ، پلودرهاوزن، شورندورف، رمسهالدن و وایبلینگن می رود. در شهر رمسک، این رود به رود نکار می پیوندد.

ویکی واژه

گور.
تاریخ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم