دستر

لغت نامه دهخدا

دستر. [ دَ ت َ ] ( اِ مرکب ) مخفف دست اره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). اره کوچکی را گویند که به یک دست کار فرمایند. ( برهان ) ( آنندراج ). دستره. ( جهانگیری ). داس کوچک دندانه دار. ( برهان ) ( از آنندراج ). رجوع به دستره شود.

فرهنگ عمید

= دستره

فرهنگ فارسی

( اسم ) داس کوچک دندانه دار
مخفف دست اره اره کوچکی را گویند که به یک دست کار فرمایند .

دانشنامه عمومی

دستر ( به لاتین: Dəstər ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان لریک واقع شده است.   دستر ۳۶۲ نفر جمعیت دارد.
نام این روستا برگرفته از زبان تالشی است. مردم این روستا از مهاجران ساکن و باشنده در ناحیه جنوبی سرزمین تالش بوده اند. به گفته اهالی آن ها محصولات دامی را با غلات عوض می کردند و غلات را در آسیاب های دستی به نام دسدارخرد می کردند و نام این روستا برگرفته از آن است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم